حاجى زين العابدين مراغه اى
20
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )
مسموعات خودشان را بدون هيچ ملاحظات شخصيه و اغراض نفسانيه ، در صحائف اوراق مطبوعه به پيش انظار عموميه گذاشته مرجع كار را به اصلاح آن نقصان دعوت مىكنند . مرجع كار نيز به محض شنيدن يادآورى مطبوعات بدون فوت دقيقهاى به تحقيق آن نقصان اقدام كنند ؛ هرگاه قول مطبوعات صحيح است ، فورا اسباب اصلاح آن را فراهم آورده از گوينده هم تشكر مىكند . اگر احيانا اشتباهى در كار باشد آن را هم به زبان خوشى بيان كرده به رفع اشتباه مطبوعات مىپردازد . پس مىتوان گفت كه سكنهء خوشبخت آن صفحات را هم زبان گويا هست ، هم ديده بينا و هم گوش شنوا . افسوس كه ما بدبختانه از اين هر سه نعمت محروميم . مقصود از عرض اين مقدمات آن است كه صورت اين سياحتنامه ، كه از هر گونه لوث اغراض و اغراقگويى پاك و حاكى از اظهار بعض نقايص وطن گرامى ماست ، از جايى به دست افتاد و در مذهب وطنپرستى روا نديديم كه اين گنج در زير خاك نهان ماند . لهذا محض ملاحظهء حب وطن و هموطنان ، مخارج طبع و نشر آن را بر خود هموار نموديم و به قوت قلب مىدانيم كه هيچيك از هموطنان دانشمند با انصاف را انگشت رد و تعرض به سوى كلمهاى از كلمات آن دراز نخواهد شد . زيرا كه ، آنچه در اين سياحتنامه نوشته شده ، امثال آنها را همه كس به اندكى توجه در آن صفحات وطن بدبخت ما كه سياح غيرتمند ديده و نوشته است همهروزه بىكم و زياد به چشم خودشان توانند ديد . پس بدون هيچ غرض و مرض ملاحظهء اينكه بلكه بزرگان وطن در مندرجات اين سياحتنامه به ديدهء انصاف نگريسته ماضى را به حال خود گذارند و به يك جنبش جوانمردانه به اصلاح اين معايب و مفاسد ، كه در انظار بيگانگان سبب كاهش شأن بلند دولت و ملت و خرابى ملك و پريشانى رعيت و مايهء چندين خوارى و شرمسارىهاست ، برخاسته آب رفته را به جوى بازآرند . ايران و ايرانيان را چون ايام گذشته در ميان همگنان آباد و سربلند دارند و خودشان را هم بدين وسيله زندهء جاويد شمارند . چه در آن صورت تاريخ ملت هيچ وقت نام ايشان را فراموش نخواهد نمود . زنده و جاويد شد هركه نكونام زيست * كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را